X
تبلیغات
فرهنگی, ادبی, تاریخی - سيستان

فرهنگی, ادبی, تاریخی

کوه خواجه

کوه خواجه

 

در متن درياچه هامون كوه صخره‏اى و منفرد از جنس بازالت سياهرنگ وجود دارد به طورى كه هرتسفلد محقق و باستانشناس آلمانى آن را به ميزى بزرگ كه در دشت وسيعى نهاده شده، همانند كرده است. اين كوه در فاصله 30 كيلومترى جنوب غربى شهر زابل واقع شده است. كوه خواجه در دوره ميترايى و در دوره‏هاى زردتشتى به دليل وجود آتشكده، يك مركز عبادى محسوب مى‏شده است و در دوره‏هاى بعدى نيز همچنان احترام خود را حفظ كرده است. به كلامى ديگر اين كوه نزد سه دين زرتشت، اسلام و مسيحيت، مقدس مى‏باشد. به دليل مقدس بودن اين  كوه نزد ايرانيان باستان جز در مواردى چند، سازندگان دژ، هرگز در صدد برداشت سنگ و استفاده از مصالح اين كوه در ساخت و سازهاى خود نبوده و بيشتر از خشت استفاده كرده‏اند.

موقعيت حساس و مناسب كوه موجب شده تا آثار معمارى خشتى باشكوهى در آن شكل گيرد براساس مطالعات و بررسيهاى به عمل آمده توسط محققين و باستانشناسان ايرانى و خارجى، آثار موجود در كوه خواجه عبارتست از: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 31 فروردین1386ساعت 1:0  توسط حامد  | 

مفاخر سیستان

يعقوب ليث صفاري زبان فارسي دري را رسمي كرد

او نخستين كسي بود كه شعرا را به سرودن شعر پارسي تشويق كرد و همين موضوع باعث رشد، گسترش و حفظ زبان فارسي شد.

 

 در منابع كهن نيز از اين رويداد نام برده شده است . نويسنده تاريخ سيستان چنين روايت كرده است : يعقوب فرا رسيد و بعضي از خوارج كه مانده بودند ايشان را بكشت و مال هاي ايشان برگرفت پس شعرا او را شعر بگفتندي به تازي :

قد اكرم الله اهل المصر و البلد          بمك يعقوب ذي الافضال و العدد

                                                                                                                           

چون اين شعر برخواندند او عالم نبود در نيافت ، محمد بن وصيف حاضر بود و دبير رسايل او بود و بدان روزگار نامه پارسي نبود پس يعقوب گفت : "چيزي كه من اندر نيابم چرا بايد گفت"

محمد بن وصيف شعر پارسي گفتن گرفت و اول شعر پارسي اندر عجم او گفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 14:31  توسط حامد  | 

بادها در سیستان

                                                                

                                                 بادها

منطقه سيستان در مسير فعل و انفعالات جوي ميان كانونهاي نسبي پر فشار در شمال شرق كشور و كانونهاي نسبي كم فشار در جنوب شرق كشور قرار گرفته و وزش بادهاي آن شديدا” متأثر از اين فعل و انفعالات است . اين امر موجب مي شود كه منطقه سيستان از نظر جريانات هوا در منطقه فعالي قرار داشته باشد . طبق بر آوردي كه از تعداد روزهاي توام با طوفان و گرد و خاك براي يك دورة دهساله در سطح كشور بعمل آمده ، منطقه سيستان با بيش از 1500 روز،  بالاترين نسبت را در سطح كشور به خود اختصاص داده است .
 

در بين كليه ماههاي سال بيشترين موارد وزش باد مربوط به ماههاي گرم سال بوده است . از شهريور ماه به تدريج بر تعداد موارد آرامش هوا افزوده شده و در ماههاي آبان الي دي به بيشترين تعداد خود مي رسد . بيشترين جهات وزش باد هم مربوط به بادهاي شمالي و شمال غربي مي باشد كه حدود 80 درصد كل موارد مشاهده  را به خود اختصاص مي دهند . بادهاي شمالي تقريبا” در تمامي ماههاي سال كمابيش جريان دارند اما در ماههاي ارديبهشت الي شهريور از شدت و سرعت بيشتري برخوردارند . بادهاي شمال غربي نيز عليرغم آنكه در تمامي ماههاي سال مشاهده مي شود، ولي مشخصا” در ماههاي خرداد ، تير ، مرداد و شهريور است كه هم از لحاظ موارد و هم از لحاظ سرعت و شدت نسبت به ماههاي ديگر فزوني چشمگيري مي يابند .
سرعت وزش بادهاي شمالي و شمال غربي در اغلب موارد بيش از 15 كيلومتر است و معمولا” به حدود 25 تا 40 كيلومتر بر ساعت ميرسد و نيز مواردي كه در آن سرعت باد به 70 تا 90 و گاهي هم 108 تا 120 كيلومتر بر ساعت برسد ، نيز مشاهده شده است .

وزش بادهاي شمالي و شمال غربي در ماههاي گرم سال پديده اي را كه در منطقه به بادهاي لوار ناميده شده ( 120 روزه ) بوجود مي آورد . همانطور كه ميدانيم ايران در فصل تابستان در معرض دو جريان قرار ميگيرد .
بادهاي اقيانوس اطلس از طرف شمال غرب و بادهاي اقيانوس هند از طرف جنوب شرق، كه بادهاي 120 روزه شاخه اي از بادهاي شمال غربي است كه از تركمنستان بطرف شرق ايران و قسمتي از افغانستان حركت مي كند و از قائنات و گناباد به طرف سيستان عبور كرده و از آنجا به مركز كم فشار تابستاني كه در شمال هندوستان و پاكستان و جنوب ايران واقع شده است مي رود .

وزش بادهاي 120 روزه بر حسب شدت و موقعيت وزش خود تاثيرات متفاوتي دارد . وزش ملايم اين بادها تاثير مطلوبي در كاهش شدت گرماي طاقت فرساي منطقه بر جاي مي گذارد. بويژه اگر در اين گونه مواقع هامونها هم آب داشته باشند تاثير اين امر به مراتب بيشتر است ،تاثير اين بادها در تعديل شرايط گرماي منطقه تا حدي است كه برجهت گيري كالبدي شهرزابل به  نحوي تاثيرگذارده كه امكان هدايت جريان باد به داخل منازل مسكوني را از طريق بادگيريهاي ويژه تامين نمايد بعلاوه تداوم و شدت اين بادها موجب شده كه در بخشهايي از مسير از آن به عنوان نيروي تحرك آسيابهاي  بادي استفاده شود از جانب ديگر اين بادها مشكلات زيادي را براي اهالي فراهم مي آورد. زيرا معمولاَ وزش آنها با گرد و خاك و حركت شنهاي روان توام مي شود و اين امر باعث پرشدن نهرهاي آبياري و مدفون شدن مزارع كشاورزي در زير توده هاي شن مي گردد. بعلاوه بر شدت تبخير مي افزايد و رشد گياهان را با اشكال مواجه مي سازد.

ازچند سال پيش تاكنون براي مقابله با تاثيرات مخرب اينگونه بادها تدابيري به كارگرفته شده كه بصورت پوشش گياهي ومالچ پاشي درقسمتهايي از مسيرحركت شنهاي روان جامع عمل به خودپوشيده است. با اين وجود تا مهاركامل اين آثار سوء راه زيادي باقي مانده است . بطور كلي بررسي نمودارگلباد زابل نشان مي دهدكه ازمجموع تعداد ديده بانيهاي متوسط سالانه 4/46درصد مربوط به مواردآرامش هوا، 22 درصد مربوط به بادهاي شمال،  4/19 درصد مربوط به بادهاي شمال غربي بوده است و در مورد ديگر جهات نيز اين ارقام به ترتيب 4/1 و6/0،4/3و6/3و3/2و9/0 درصد بوده است براي جهات شمال شرق ، مشرق ، جنوب شرق، جنوب، جنوب غرب وغرب بوده است.

                      

                         ساير بادهاي موجود در سيستان عبارتند از:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 12:20  توسط حامد  | 

رود هیرمند

                      رود هيرمند و اهميت آن در منطقه سيستان :

رود هيرمند يگانه شريان حياتي سيستان از گذشته تا اكنون بوده و مي باشد كه پس از سيراب نمودن اراضي سيستان به درياچه هامون مي پيوندد . در اوستا به لفظ هئتومنت از آن ياد شده و آريائيان  اين رود و دريا چه را مقدس مي شمردند و زرتشتيان همواره اين دو را گرامي مي داشتند .
برخي رود هيرمند براي سيستان را به رود نيل براي مصر ، تشبيه كرده اند ، چنانچه ميخوانيم : « اگر به گفته هردوت مصر بخشش نيل است ، سيستان بخشش رود هيرمند است »يا« رود هيرمند در خاك سيستان به منزله رود نيل در خاك مصر است و زراعت و آبادي سيستان بستگي به آن آن دارد .»
همچنين در تاريخ سيستان آمده است : « اندر سنة عشرين رمايتي ( مايتن ) آب هيرمند خشك گشت از بست و قحطي سختي پديد آمد اندر ولايت سيستان و بست و مرگي بسيار بود .» نويسندگان نام اين رود را به شكل هاي گوناگون نظير : هيرمند ، هئتومنت ، هلمنت ، هلمند و هيرمند ذكر     كرده اند.
طول رود هيرمند 1100  كيلومتر و طويل ترين رود واقع بين سند و فرات محسوب مي شود . از كوه هاي بابا يغما در 60 كيلومتري  غرب  كابل سرچشمه مي گيرد . اين رود در قسمت عليا بسيار پر آب و عرض آن در زمينداور به 900 متر مي رسد  و در مواقع كم آبي از 200 متر كمتر نمي شود . به عقيده برخي سابقا” رود هيرمند به سمت جنوب غربي مي رفته و وارد باتلاق گود زره مي شده ولي بعدها تغيير مسيرداده ، مجراي آن تغيير كرده و وارد سيستان شده است . اكنون هم در موقع زيادي آب ، درياچه سيستان بواسطه تنگه هايي به گود زره متصل مي شوند . مقدار آبدهي آن رودخانه در فروردين ماه 1328 ه‍ . ش بيش از يكهزار متر معكب در ثانيه ثبت شده ولي در ساير فصول كمتر است .
از زمان جدايي و استقلال افغانستان همواره اختلاف زيادي بين دو كشور بر سر مسأله تقسيم آب وجود داشته و دارد كه عليرغم تشكيل كميسيونها و حكميتهاي مختلف ، باز هم نتيجه مطلوبي عايد نشده و كشور افغانستان با احداث كانالها و نهر هاي جديد و بكار گيري امكانات مختلف بيشترين استفاده را از آب اين رودخانه مي برد و كمترين استفاده مربوط به منطقه سيستان است كه در برخي سالها به علت كمبود آب و خشكسالي لطمات و ضربات جبران ناپذيري به كشاورزي و اقتصاد اين منطقه وارد شده و مي شود . بطوريكه سيستان كه گفته مي شود روزگاري انبار غلّه ايران و خاورميانه بوده است ، در برخي سالها – به علت كمبود آب – قادر به تأمين نان مردم خود منطقه نيست .
در تكميل اين بحث اضافه مي كنيم رود هيرمند در محلي بنام جريكه يا جاريكه در مرز ايران و افغانستان به دو شاخه تقسيم مي شود . شاخه اصلي بنام رود مشترك يا پريان (كه پريان مشترك نيز ناميده مي شود)قسمتي از مرز دو كشور را تشكيل مي دهد سپس وارد افغانستان مي شود.
شاخه ديگر در خاك ايران است كه خود به دو شاخه تقسيم مي شود يكي به طرف چاه نيمه و شاخه ديگر بطرف مناطق كوهك و زهك  مي رود كه دو سد انحرافي در اين دو منطقه برآن بسته شده و سد سيستان بر روي شاخه اي كه از طريق چاه نيمه تأمين مي شود ، احداث شده است.
تمامي شعبات اصلي و فرعي رود خانه هيرمند پس از مشروب نمودن اراضي مسير خود به درياچه  هامون كه بخشي از آن در افغانستان و بخش ديگر آن در سيستان است ، مي ريزد.
وسعت اين درياچه 458  تا 1400 كيلومتر مربع و عمق متوسط آن (در فصول پر آبي) در شمال و شمال شرقي سيستان 5 متر است.
هامون شامل سه قسمت (چاله) به نامهاي هامون صابوري ، هامون پوزك و هامون هيرمند مي باشد.
هر چند از آب بعضي از قسمتها در مواقع پر آبي مي توان براي كشت و كار استفاده كرد ، ولي اهميت اين درياچه بيشتر بخاطر امكان پرورش و صيد ماهي ، شكار پرنده ، تأمين علوفه دامها از نيزار و استفاده از ني براي حصير بافي است. اين درياچه در مواقع پرآبي ، در اراضي مسطح دشت سيستان پيشروي مي كند و مراتع حاشيه درياچه غني و سرسبز مي شود كه منبع بزرگ تغذيه دامهاي ناحيه است . مازاد آب درياچه در زمان پر آبي ، از طريق آبراه شيله بطرف مرز افغانستان بر مي گردد و در پايان در محلي بنام گودزره در شنزارها فرو مي رود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1385ساعت 16:39  توسط حامد  | 

اولین انمیشن جهان

                                      اولين انميشن جهان

اين تصوير كه 2 سال پيش در جريان كاوش‌هاي شهرسوخته بر يك ظرف سفالين به دست آمد، نخستين انيميشن جهان به شمار مي‌رود. هنرمند نقاشي که جام سفالين را بوم نقاشي خود قرار داده، توانسته‌ است در 5 حرکت، بزي را طراحي كند كه به سمت درخت حركت و از برگ آن تغذيه مي‌كرد.
ظرف 5 هزار ساله اکنون در موزه ملي، در گنجينه اي که به اشياي شهر سوخته اختصاص دارد، نگهداري مي شود. آن را در ميان کاغذي سفيد و نازک پيچانده اند، نه از آن کاغذهايي که روي آن مي نويسيم، کاغذي مخصوص اشياي تاريخي. برچسبي کوچک هم روي آن ديده مي شود. برچسبي که تاکيد مي کند اين اثر 23 سال پيش از گوري 5 هزار ساله پيدا شد، گوري که شايد خالق نخستين انيميشن دنيا در آن آرميده بوداست .
                    اولين انميشن جهان                

+ نوشته شده در  جمعه 16 تیر1385ساعت 19:32  توسط حامد  | 

نژاد

                                            نژاد شناسي سيستان

درحال حاضرسه نژاد متمايز در سيستان زندگي مي كنندكه عبارتنداز : ايراني (پرشيايي )،افغاني وبلوچي . سيستانيهاي واقعي ،پرشيائي ،آنهم از خالصترين نژاد آريايي هستند. در واقع شايد واقعي تر ين نمونه هاي نژاد خالص آريا را بتوان بين سيستانيها و جمشيديهاي هرات پيدا كرد. زبان ، ظاهر فيزيكي وساير مشخصه هاي كلي پرشيائي هاي هخامنشي در اين گوشه ومنطقه مرزي امپراتوري بهتر از ساير جاها حفظ شده و باقي مانده است . اين امر بويژه از آن جهت اهميت دارد كه اين منطقه مرزي يك نام توراني دارد و در واقع مدتي در دست تورانيان بوده است.
 شكي نيست كه افتخار سيستانيان به رستم ،كه بعدها از حد يك پهلوان محلي به يك اسطوره ملي ارتقاء مقام يافت ، بيشتر ابزاري بوده تا آنها بتوانند خلوص خون خود را ثابت كنند.
افغانها، به نوبه خود از شعب نژادي آريا مي باشند، اما شاخه اي كه بسيار تغيير ماهيت داده و مقدار زيادي اختلاط خوني پيدا نموده است. شواهد تاريخي و روايات قديمي خود افغانها، حاكي از آن است كه حدود 800 سال پيش ،آنها يكي از چند طايفه اي بودندكه در كوهستانهاي غرب ايندوس (سند) زندگي مي كردند و به تدريج توانستند نام و زبان خود را در تمام منطقه بين سيستان وكشمير توسعه دهند . شكي نيست كه در اثر اين توسعه ،آنها ملتهاي قديمي تر و مستقل تر منطقه را در خود هضم نمودند. البته افغانها هرگز جاي پائي در سيستان بدست نياوردند، اگر چه بعضي كلني هاي منفرد افغان را مي توان اينجا و آنجاي منطقه ، مشاهده نمود و نيز در سالهاي اخير از نظر سياسي ،اهميت زيادي در اين ولايت كسب كرده اند .
دو نژاد ديگر، بلوچها و هزاره اي ها هم در سيستان وجود دارند كه ملاحظات آنها از نظر مردم شناسي يك معماي كامل است . تا آنجا كه به مشخصه هاي فيزيكي مربوط مي شود، بلوچها بيشتر به نژاد عرب شبيه هستند تا ايراني (پرشيائي )، ترك يا هندي ، ولي همه روايات محلي مبني بر اينكه آنها از شبه جزيره عربستان و از طريق دهانه خليج فارس به مكران آمده اند، متفق القول نيستند.
آقاي تيت سياح انگليسي در مورد نژاد شناسي سيستان مي گويد :«در سيستان ايران ، بلوچها خود را از فارسيوانها دور نگه مي دارند وآنها را تحقير كرده وكينه مي ورزند. در حاليكه در سيستان افغان ، بلوچها و فارسيوانها كه خود را افغاني مي نامند با هم اختلاط داشته وحتي با يكديگر وصلت مي كنند . ماحصل اين نوع ازدواجها نژاد خاصي ايجاد كرده كه از ظاهرشان بلافاصله قابل تشخيص است.  اين دو رگه ها، مردمي نسبتا َبلند قد با استخوانبندي درشت تر از هر دو نژاد بلوچ و فارسيوان والدين خود مي باشند و ظاهراً در تركيب آنها رنگ تيره تر بلوچ به رنگ روشن فارسيوان غلبه داشته است .
نژاد فارسيوان سيستان از نظر قيافه و هيكل تشابه عجيبي به نژادهاي پنجابي دارد.  البته اين تشابه ، تصادفي نيست و ماحصل مهاجرتهاي اجباري يا دلبخواهي مي باشدكه در طول زمان مردم سيستان را تحت تاثيرقرار داده است .»

+ نوشته شده در  جمعه 16 تیر1385ساعت 19:23  توسط حامد  | 

آثار باستانی سیستان

شهر تاريخي دهانه غلامان  تنها شهر به جاي مانده از دوران هخامنشي مي باشد . به گزارش «ميراث خبر»، شهر تاريخي دهانه غلامان كه مربوط به دوره هخامنشي است، در سده هاي پنجم و ششم پيش از ميلاد مورد استفاده قرار مي گرفته است. اين شهر تاريخي داراي محوطه هاي مسكوني، ساختمان هاي بزرگ، معبد، خزانه، محله صنعتي و نظامي است.
در همين حال «سيد منصور سجادي» سرپرست هيات كاوش در دهانه غلامان، با اعلام ادامه كاوش هاي گذشته در شهر دهانه غلامان گفت: «در اين فصل، كاوش در دو بخش كارگاهي و ساختماني اين شهر را ادامه داديم و خوشبختانه در قسمت هاي ساختماني موفق شديم كاوش در تمام 34 فضاي اين محوطه را به اتمام برسانيم و به كف ساختمان ها برسيم. اما كار در فضاهاي صنعتي احتياج به كاوش هاي فصل هاي آينده دارد.»
وي با مهم خواندن اين محوطه گفت: «اين شهر تاريخي از جهت اين كه شهري است متعلق به دوره هخامنشي، مي تواند شواهد و آثار بسياري از روش زندگي، آداب و رسوم، شغل و ارتباطات مردمان اين دوره را مشخص كند.»
شهر تاريخي دهانه غلامان، نخستين بار در سال 1960 ميلادي توسط گروه ايتاليايي مورد كاوش قرار گرفت و بعد از انقلاب اسلامي نيز كاوش در اين شهر از سال 1379 دوباره توسط گروه باستان شناسي ايراني به سرپرستي دكتر «منصور سجادي» از سر گرفته شد. اين شهر تاريخي داراي محله هاي مسكوني، ساختمان هاي بزرگ، معبد، فرزانه شهر، محله صنعتي و نظامي است.
طي كاوش هاي باستان شناسي در شهر دهانه غلامان، آثار به جاي مانده از شهر به باستان شناسان نشان داده است كه اين شهر، خيلي سريع اما با آرامش تخليه شده است. به اعتقاد باستان شناسان شهر دهانه غلامان به علت خشكسالي ناگهاني بستر رودخانه به متروكه اي تبديل شده است. محوطه تاريخي دهانه غلامان در 44 كيلومتري شهرستان زابل در استان سيستان و بلوچستان جاي گرفته است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 تیر1385ساعت 18:21  توسط حامد  | 

سیستان . بازیها و سرگرمی ها

‏شهرستان زابل يا همان سيستان سرزميني داراي تمدن كهن و فرهنگي اصيل است كه از زواياي مختلف داراي اهميت زيادي مي‌باشد.
آثارتاريخي منحصر به فرد بيش از پنج هزار سال قدمت ، جاذبه‌هاي طبيعي و فرهنگ اصيل و كهن سيستان مشتاقان به تاريخ و فرهنگ را به سوي اين ديار مي كشاند.
مطالعه بر روي ابعاد مختلف تمدن و فرهنگ سيستان اوج هنر و استعداد مردمان اين سرزمين آفتاب را در گذشته‌هاي دور به ما نشان مي‌دهد.
چنانچه در يافته‌هاي شهر سوخته انديشه كنيم در مي‌يابيم كه بشر ساكن در اين محوطه منحصر به فرد پنج هزارساله به جز پيشرفت در حوزه تمدن ، فرهنگ ، هنر ، علم ، تجارت و صنعت در فراهم ساختن محيطي مفرح و سرگرم كننده براي خود نيز موفق بوده اند.
طي يافته‌هاي باستان شناسي در شهرسوخته زابل تخته نردي پيدا شده كه اوج هوش و سرگرمي مردمان سيستان در پنج هزار سال قبل را نشان مي‌دهد.
يافتن اين تخته نرد كه به گفته كارشناسان قديمي‌ترين بازي فكري دنيا به شمار مي‌رود گواه اين است كه تفريح و سرگرمي در بين آن تمدن عظيم از جايگاه خاصي برخوردار بوده است.
اين تخته نرد در واقع يك نوع بازي رياضي محسوب مي‌شود و ارتباط زيادي با هوش داشته است.
البته در دوره‌هاي بعدي نيز تا ظهور اسلام وپس ازآن تا دوران معاصر به بسياري از موارد فرهنگي و خرده فرهنگي برمي خوريم كه بازي‌هاي محلي اصيل از جمله آنها بشمار مي‌روند.
رييس اداره ميراث فرهنگي وگردشگري زابل در اين‌باره به خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت : مطالعات و تحقيقات بر روي تاريخ ، تمدن و فرهنگ سيستان نشان داده كه مردمان اين سامان در ساليان دور با حدود ? ???نوع بازي بومي و محلي تفريح و سرگرمي داشته اند.
"محمد علي ابراهيمي " افزود : البته برخي از اين بازي‌ها به مرور زمان به فراموشي سپرده شده اند.
وي در عين حال بازي‌هاي محلي سيستان را شامل سه بخش بازي‌هاي سرگرمي و فكري ، بازي‌هاي نمايشي در اعياد و بازي‌هاي ورزشي ذكر كرد.
وي گفت : كدش كدش ، كريچو كريچوپندونه ، مجل بازي ، تغار تغار از جمله بازي‌هاي سرگرمي و تفريحي و كلاچل چل ، كيچ زور ، چوك بازي جز بازي هاي نمايشي در اعياد بشمار مي‌روند.
او ادامه داد : كشتي كچ گردان ، خسوخسو و كبدي كبدي نيز از جمله بازي هاي ورزشي محسوب مي‌شوند كه از اهميت ويژه‌اي در سيستان برخوردار بوده اند.
وي اظهارداشت : در بازي‌هاي محلي ورزشي سيستان بيشتر به جنبه‌هاي تمركز حواس ، همياري و افزايش اعتماد به نفس توجه مي‌شد.
رييس اداره ميراث فرهنگي وگردشگري زابل گفت : اين اداره بمنظور ترويج بازي‌هاي محلي و بومي سيستان نخستين جشنواره بزرگ بازي‌هاي محلي سيستان را در هفته ميراث فرهنگي در زابل برگزار كرد.
ابراهيمي افزود : در اين جشنواره انواع بازي‌هاي مختلف با گروههاي سني مختلف اجرا ومورد استقبال مسوولان و مردم قرار گرفت.
به گزارش خبرنگارايرنا ، كشتي كچ گردان يكي از بازي‌هاي ورزشي سيستان است كه توسط بزرگسالان در روستاههاي سيستان اجرا مي‌شد.
اين بازي را كه بيشتر در مناسبت‌ها و جشن‌ها شاهد آن بوده‌ايم به اين نحو است كه بين دو نفر در فضاي باز انجام مي‌شود.
دو كشتي گير در اين بازي لباس محلي سيستان را پوشيده و روي لباس خود شال مي‌بندند و وقتي كشتي آغاز شد هر يك از بازيكنان سعي مي‌كنند تا شال ديگري را بگيرد و حريف را خاك كند.
زورآزمايي دو كشتي گير تا زماني ادامه دارد كه يكي موفق به اين كار شود.
فن اين نوع كشتي بيشتر روي لگن خاصره انجام مي‌شود و به همين دليل است كه به آن كشتي كچ مي‌گويند.
كشتي كچ زمان خاصي ندارد و مي‌تواند ساعت‌ها ادامه پيدا كند.
البته جايزه برنده اين مسابقه بيشتر گوسفند بوده است.
شهرستان ? ????هزارنفري زابل (سيستان) در ? ????كيلومتري شمال شرقي زاهدان مركز سيستان وبلوچستان بااستان "نيمروز" افغانستان ? ????كيلومترمرزمشترك دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 11:17  توسط حامد  | 

مفاخر سيستان

                                 محمد بن وصيف سجستاني

 

 بنا بر اتفاق نظر اكثر مورخين و ثبت و تاييد تاريخ كهن ادب ايران ، اولين شعر مكتوب فارسي را محمد بن وصيف سجستاني در نيمه اول قرن سوم هجري قمري سرود . آنگاه كه يعقوب ليث صفاري امير و كشورگشاي بزرگ ايران با در دست داشتن فرمان حكومت سيستان، كابل، كرمان و خراسان پيروزمندانه به زرنج (زرنگ)  پايتخت سيستان، بازگشت.

     برطبق رسم شعرا او را فراوان شعر گفتند و در آن روزگار چون كسي نامه پارسي ننوشته بود، وي را به زبان عربي ستايش مي كردند، يعقوب بر آشفت و گفت : چرا سخني بايد گفت كه من ندانم بنابراين محمد بن وصيف سجستاني كه دبير رسايل او بود، اولين شعر فارسي را با اين مطلع سرود :

                                       اي اميري كه اميران جهان، خاصه و عام                  

                                         بنده و چاكر و مولاي و سگ بند و غلام                      

    از اين رو براي اولين بار سرايش شعر  فارسي را به رسميت بخشيد و از آن زمان تا كنون به عنوان پايه گذار شعر فارسي دري شناخته شد.

     حال اگر بپذيريم سرايش شعر پارسي بوسيله وصيف سجستاني سبب شد تا زمينه گسترش ادب فارسي فراهم آيد بايد پذيرفت اولين شاعر سيستاني سهم بزرگي را در ادبيات به خود اختصاص داده است

 

بيتي از وصيف سجستاني كه نشان از الهام گيري اين شاعر از روايات و احاديث دارد :

                                             بخواندي تو اميرا به يقين                                           

                                        با قليل الفئه داد در آن لشكر كام   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 14:42  توسط حامد  | 

بازيهاي محلي سيستان

                

                  بازي كُدُش كُدُش

 

درجامعه روستايي ارتباط كودك با طبيعت به حدي است كه ابزار بازي و سرگرمي خويشتن را از طبيعت محيط زيست خود برگزيند . گِل كه امروزه در كودكستان ها جانشيني بنام خمير بازي دارد بهترين و سهل الوصول ترين وسيله بازي كودكان سيستاني بوده است . گِل ابزاركار بازي كُدُش كُدُش است در اين بازي كودكان گِل را به شكل قابلمه كوچك در مي آورند واز جانب سر بر زمين مي زنند تا صدا دهد اما قبل از آن زننده كُدُش با حريف چنين گفتگويي دارد :

زننده كُدُش مي گويد: كُدُش كُدُش .

حريف مي گويد: بَنْدِ كُدُش .

زننده مي گويد : اَگَه نْدِهْ يي

حريف مي گويد : خونِ يُو وَ گَردَنِ كُدُش

     طبيعي است كه از ميان بازيكنان آن كس كه كُدُش هاي باصدا تر بسازد برنده است . و بازنده بايد سوراخي را كه ته كُدُش ايجاد شده با گِل پر كند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 14:38  توسط حامد  | 

اشعاري به گويش سيستاني در توصيف طايفه پودينه

تَه پُودنَهْ اِسم و نومِ دِشت              قَرَك و طاسِ جُمِ دِشت              

 

از دِل و جوْ پُودْنَه بودي                 پُودنَه نو پودينَه بودي                 

 

نَبو تْرَه ميلِ شَخْ سَري                    قْدَمْكِه نَبو وَ بَد بَري                     

 

كه نُم خا چَپّه كُني                         آردِ واله اي كَپّه كُني

 

كَسِ نَبو كه بَنْشينَه                        چَشْ مي چينَك تْرَه وَر چينه

 

كه پُودْنَه طافِه دَنگيَه                     پَر زَّد و آب و رَنگيَه

 

اسمِ خوا نْگَداري كُنَك                  مِلكِ خا اُ داري كُنَك

 

يي نومِ امروزهِ نيَه                          پُوتَكِ يَگ روزهِ نيَه

 

اسمِ هزار سالهِ بودَه                       وَ ساوُري لاله بودَه

 

روزِ كه پودْنَه پودْنَه بو                     اَجنبي دُلِ بُوزْنَه بو

 

زَهرِ نَدِشْت كه تِير شيَه                 وَ مُلكِ نيمرو شير شيَه

 

چه دشمني كه طافِه خا                  نومِ وَ مُشك و نافِه خا

 

بَشْكَني مَحضِ دِلِ خا                     وَرْ كَني خَشت و گِلِ خا

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 23:5  توسط حامد  | 

معرفی بازیهای محلی سیستان

 

 بازي خُوْسوْ(خُ سُوْ

  اين بازي بدون داور انجام مي شود . شكل بازي به صورت تيمي است . يعني دو تيم با هم بازي مي كنند.براي بازي ميدان نسبتاً وسيعي لازم است . ميدان دو گروه مهاجم و مدافع را كه هر گروه 6تا 8 نفرا ند خط وسط جدا مي كند . براي شروع بازي يكي از افراد تيم مدافع در گوشه انتهايي ميدان آنهادر درون يك دايره استقرارمي يابد و ماده گو ناميده مي شود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 13:43  توسط حامد  |